هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیبایی‌های عشق و وصال اشاره دارد و از مفاهیمی مانند جدایی، عشق، وحدت، و زیبایی‌های طبیعت استفاده می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند پروانه و شمع، بلبل و گل، و یوسف و لیلا، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۳۷۶ - یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود

یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
در میان این تن ویران شده دیوار نبود ۱

حسن درپیرهن عشق تجلّی می کرد
پردهٔ دیده حجاب رخ دیدار نبود ۲

داشت جا، فاخته در جامهٔ یکتایی سرو
طوق گردن به گلو، حلقهٔ زنّار نبود ۳

لیلی پرده نشین این همه دیوانه نداشت
یوسف مصر سراسر رو بازار نبود ۴

دیدهٔ احول ادراک نمی دید دویی
در میان من و یار، اسم من و یار نبود ۵

شمع من پیرهنی جز پر پروانه نداشت
کار بر سوختگان اینهمه دشوار نبود ۶

بلبل از غنچهٔ منقار، به دامن گل داشت
خار اندیشه به پیراهن گلزار نبود ۷

شب که می زد رقم این تازه غزل، خامه حزین
مستیی بود رگش را، که خبردار نبود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.