هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، انتظار و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، ناامیدی و حسرت وصال مینالد و احساسات خود را با تصاویر طبیعی مانند ابر بهار و گلهای بیاعتبار مقایسه میکند. همچنین، اشارهای به ناامیدی از گریه و امیدهای بربادرفته دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند محرومیت، حسرت و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۳۸۴ - امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
هر موی بر تنم رگ ابر بهار بود ۱
غافل نمود چهره و دیدار، رو نداد
چشمی که داشتم به ره انتظار بود ۲
محرومی وصال همین در فراق نیست
تا یار بود دیده به حیرت دچار بود ۳
امروز طبع در پی فکر بلند نیست
شهباز ما همیشه همایون شکار بود ۴
آن شاخ گل ز حال که پرسد درین چمن؟
چون من هزار عاشق بی اعتبار بود ۵
ای گریه گرد غم ننشاندی چه فایده؟
بسیار خاطرم به تو امّیدوار بود ۶
نبود به غیر سینهٔ خونین دلان حزین
دشتی که لاله اش جگر داغدار بود ۷
هر موی بر تنم رگ ابر بهار بود ۱
غافل نمود چهره و دیدار، رو نداد
چشمی که داشتم به ره انتظار بود ۲
محرومی وصال همین در فراق نیست
تا یار بود دیده به حیرت دچار بود ۳
امروز طبع در پی فکر بلند نیست
شهباز ما همیشه همایون شکار بود ۴
آن شاخ گل ز حال که پرسد درین چمن؟
چون من هزار عاشق بی اعتبار بود ۵
ای گریه گرد غم ننشاندی چه فایده؟
بسیار خاطرم به تو امّیدوار بود ۶
نبود به غیر سینهٔ خونین دلان حزین
دشتی که لاله اش جگر داغدار بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۳ - همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۳۸۵ - در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.