خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق، امید به وصال، و آرزوی رسیدن به معشوق یا خداوند سخن میگوید. او از رنجهای دل، ناامیدی و امید، و انتظار برای نجات میگوید و در نهایت به آرزوی رسیدن به آرامش و وصال اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۴۲۲ - کاش خضری به من بادیه پیما برسد
کاش خضری به من بادیه پیما برسد
که سراغ حرمم تا در ترسا برسد ۱
دل و دین را چه کنم عرضه به جولانگه تو؟
مشکل این جنس فرومایه به یغما برسد ۲
ناله تا کی شکند، در جگر خویش سپند؟
آتشی کاش به فریاد دل ما برسد ۳
از تو نومید نیم تا تپش دل باقیست
عاقبت سیل سفرکرده به دربا برسد ۴
دوستان در صف هنگامه ی مرگم جمعند
کاش آن دشمن جان هم به تماشا برسد ۵
تلخ کامم لب شیرین شکرخا بگشا
که به دادم دم جان بخش مسیحا برسد ۶
دیده محروم ز خونابهٔ دل نیست حزین
باده از خم به دل آسایی مینا برسد ۷
که سراغ حرمم تا در ترسا برسد ۱
دل و دین را چه کنم عرضه به جولانگه تو؟
مشکل این جنس فرومایه به یغما برسد ۲
ناله تا کی شکند، در جگر خویش سپند؟
آتشی کاش به فریاد دل ما برسد ۳
از تو نومید نیم تا تپش دل باقیست
عاقبت سیل سفرکرده به دربا برسد ۴
دوستان در صف هنگامه ی مرگم جمعند
کاش آن دشمن جان هم به تماشا برسد ۵
تلخ کامم لب شیرین شکرخا بگشا
که به دادم دم جان بخش مسیحا برسد ۶
دیده محروم ز خونابهٔ دل نیست حزین
باده از خم به دل آسایی مینا برسد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - نبود عجب که دیده به دیدار می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.