خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، رنج، امید و آزادگی است. شاعر از دیدار معشوق، رنجهای عاشقی، امید به وصال و انتقاد از بیعدالتی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با انتقادات اجتماعی موجود در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۴۲۳ - نبود عجب که دیده به دیدار می رسد
نبود عجب که دیده به دیدار می رسد
فیض چمن، به رخنه دیوار می رسد ۱
گردد قبول عذرگریبان پاره ام
دستم اگر به دامن دلدار می رسد ۲
عیبم مکن که حوصله سوز است مستیم
پیمانه نگاه تو، سرشار می رسد ۳
آزادگی گزین که ازین دشت پر فریب
گر می رسد به جای، سبکبار می رسد ۴
دلتنگی از فغان من ای غنچه لب چرا؟
یک ناله هم به مرغ گرفتار می رسد ۵
دارد امیدوار مرا بخت سبز خویش
آخر به وصل آینه، زنگار می رسد ۶
هرگز ندیده است ز دشمن کسی، حزین
آنها که بر من از ستم یار میرسد ۷
فیض چمن، به رخنه دیوار می رسد ۱
گردد قبول عذرگریبان پاره ام
دستم اگر به دامن دلدار می رسد ۲
عیبم مکن که حوصله سوز است مستیم
پیمانه نگاه تو، سرشار می رسد ۳
آزادگی گزین که ازین دشت پر فریب
گر می رسد به جای، سبکبار می رسد ۴
دلتنگی از فغان من ای غنچه لب چرا؟
یک ناله هم به مرغ گرفتار می رسد ۵
دارد امیدوار مرا بخت سبز خویش
آخر به وصل آینه، زنگار می رسد ۶
هرگز ندیده است ز دشمن کسی، حزین
آنها که بر من از ستم یار میرسد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - کاش خضری به من بادیه پیما برسد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - به کف شاخ ز گل جام رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.