هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از درد عشق، بیتوجهی معشوق، و آتش درونی خود مینالد و بیان میکند که هیچچیز نمیتواند آرامش را به او بازگرداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۳۸ - چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
اریک دو جرعه مست و خرابم نمی کند؟ ۱
آن ماهیم که از تف عشق تو سینه ام
دریای آتش است و کبابم نمی کند ۲
آسودهٔ فسانهٔ شوریده مغزیم
غوغای حشر چارهٔ خوابم نمی کند ۳
مهرم، که باد را به چراغم گذار نیست
چرخم که سیل فتنه خرابم نمی کند ۴
غافل چراست این همه ساقی ز کار من؟
افشرده است و باده ی نابم نمی کند ۵
محرومتر مباد کس از من به عاشقی
رنجیده آن نگاه و عتابم نمی کند ۶
نه خار رهگذار و نه خاک قدم حزین
آن سرگران به هیچ حسابم نمی کند ۷
اریک دو جرعه مست و خرابم نمی کند؟ ۱
آن ماهیم که از تف عشق تو سینه ام
دریای آتش است و کبابم نمی کند ۲
آسودهٔ فسانهٔ شوریده مغزیم
غوغای حشر چارهٔ خوابم نمی کند ۳
مهرم، که باد را به چراغم گذار نیست
چرخم که سیل فتنه خرابم نمی کند ۴
غافل چراست این همه ساقی ز کار من؟
افشرده است و باده ی نابم نمی کند ۵
محرومتر مباد کس از من به عاشقی
رنجیده آن نگاه و عتابم نمی کند ۶
نه خار رهگذار و نه خاک قدم حزین
آن سرگران به هیچ حسابم نمی کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.