خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند ریا و تزویر در دینداری، عشق و آزادی، و مرگ و جاودانگی میپردازد. شاعر از ناهماهنگی بین ظاهر و باطن برخی زاهدان انتقاد میکند، به قدرت عشق اشاره دارد و از گذرایی زندگی و رسیدن مرگ سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین برخی از اشارات انتقادی و تمثیلهای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۴۷ - کجا پاس حجاب از زاهد بی پیر می آید؟
کجا پاس حجاب از زاهد بی پیر می آید؟
که تا میخانه هم با خرقهٔ تزویر می آید ۱
مزن دم با من آتش نفس در شکر افشانی
تو را ای صبح خام، از کام بوی شیر می آید ۲
دلا آسان نمی آید به کف سامان آزادی
اگر از عقل رستی، عشق دامنگیر می آید ۳
نظربازی مرا گرم است با خورشید رخساری
که آب از دیدنش در دیدهٔ تصویر می آید ۴
ندارم فرصت آن تا جواب نامه باز آید
رسد بر لب مرا جان زود و قاصد دیر می آید ۵
اجل کی می زند مهر خموشی بر لب مردان؟
مزار ما نیستان گشت و بانگ شیر می آید ۶
حزین آوازهٔ مجنون فرو ننشست و ننشیند
که از شور بیابان نالهٔ زنجیر می آید ۷
که تا میخانه هم با خرقهٔ تزویر می آید ۱
مزن دم با من آتش نفس در شکر افشانی
تو را ای صبح خام، از کام بوی شیر می آید ۲
دلا آسان نمی آید به کف سامان آزادی
اگر از عقل رستی، عشق دامنگیر می آید ۳
نظربازی مرا گرم است با خورشید رخساری
که آب از دیدنش در دیدهٔ تصویر می آید ۴
ندارم فرصت آن تا جواب نامه باز آید
رسد بر لب مرا جان زود و قاصد دیر می آید ۵
اجل کی می زند مهر خموشی بر لب مردان؟
مزار ما نیستان گشت و بانگ شیر می آید ۶
حزین آوازهٔ مجنون فرو ننشست و ننشیند
که از شور بیابان نالهٔ زنجیر می آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۶ - دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۸ - نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.