هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مضامین عرفانی، اخلاقی و اجتماعی میپردازد. شاعر از غفلت انسان از حقایق دنیا، فریبندگی ظواهر، و اهمیت بیداری معنوی سخن میگوید. همچنین به نقد ریا و лицемاری زاهدان بیمغز و ناپایداری دنیا اشاره دارد. در پایان، امید به دیدار معشوق حقیقی و رهایی از غمهای دنیوی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۰۸ - در خاره، خدنگ نگهت کار نماید
در خاره، خدنگ نگهت کار نماید
خود را به عبث، چشم تو بیمار نماید ۱
آن دست که بالاتر از آن دست دگر نیست
دستی ست که جا درکمر یار نماید ۲
تنها مرو ای بوی گل از طرف گلستان
یک لحظه،که این قافله هم بار نماید ۳
در نرم زمین است بسی تعبیه دام
غافل مشو از راه چو هموار نماید ۴
در دیدهٔ من غفلت از افسانهٔ دنیاست
خوابی که به از دولت بیدار نماید ۵
احوال نهان از روش شخص عیان است
عیب قدم لنگ، به رفتار نماید ۶
نبود اثر تیغ زبان بدگهران را
این خنجر چوبین چه قدر کار نماید؟ ۷
رندان، نظر از زاهد بی مغز بپوشید
تا چند به ما جبه و دستار نماید؟ ۸
بر غنچهٔ این دل که بود در بغل من
پیغام نسیم سحری نار نماید ۹
برخاستن ازکوی غم قحبهٔ دنیا
با همّت نامرد تو دشوار نماید ۱۰
این پست و بلندی که شهانند و گدایان
فرداست که با هم همه هموار نماید ۱۱
وقت است که آن ساقی سرخوش ز خرابات
مستانه برون آید و دیدار نماید ۱۲
عاجز، نفس از سینهٔ پرشور حزین است
غواص چه با قلزم خونخوار نماید؟ ۱۳
خود را به عبث، چشم تو بیمار نماید ۱
آن دست که بالاتر از آن دست دگر نیست
دستی ست که جا درکمر یار نماید ۲
تنها مرو ای بوی گل از طرف گلستان
یک لحظه،که این قافله هم بار نماید ۳
در نرم زمین است بسی تعبیه دام
غافل مشو از راه چو هموار نماید ۴
در دیدهٔ من غفلت از افسانهٔ دنیاست
خوابی که به از دولت بیدار نماید ۵
احوال نهان از روش شخص عیان است
عیب قدم لنگ، به رفتار نماید ۶
نبود اثر تیغ زبان بدگهران را
این خنجر چوبین چه قدر کار نماید؟ ۷
رندان، نظر از زاهد بی مغز بپوشید
تا چند به ما جبه و دستار نماید؟ ۸
بر غنچهٔ این دل که بود در بغل من
پیغام نسیم سحری نار نماید ۹
برخاستن ازکوی غم قحبهٔ دنیا
با همّت نامرد تو دشوار نماید ۱۰
این پست و بلندی که شهانند و گدایان
فرداست که با هم همه هموار نماید ۱۱
وقت است که آن ساقی سرخوش ز خرابات
مستانه برون آید و دیدار نماید ۱۲
عاجز، نفس از سینهٔ پرشور حزین است
غواص چه با قلزم خونخوار نماید؟ ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۷ - موج حیات از آن گل رخساره نگسلد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۹ - رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.