هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به بیان احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و اشتیاق به معشوق میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند طوفان، دریا، تیغ ابرو، و ماه نو برای توصیف حالات عاشق استفاده میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند جبریل و مسیحا نیز در متن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۵۹۹ - نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
بود دریا نمک پرورده ی چشم تر عاشق ۱
به گوش جان صلای شهپر جبریل می آید
دمی کز شوق جانان می تپد دل در بر عاشق ۲
تغافل تا به کی؟ دیر آشنا، بیرحم، بی پروا
چه می آرد ببین، آن تیغ ابرو بر سر عاشق ۳
چه استغناست یارب نشئهٔ مهر و محبت را؟
چو ماه نو ز خود سرشار گردد ساغر عاشق ۴
پریشان طره،گر دامن زنی سرگرمی دل را
رود بر باد پیش از سوختن خاکستر عاشق ۵
دل افسرده ام را چشمهٔ خضر حقیقت کن
به حرفی، ای مسیحای لبت جان پرور عاشق ۶
که تا آن طرف دامن می برد مشت غبارش را؟
نگردد گر تپیدنهای دل بال و پر عاشق ۷
ملامت کی کند سرگرمی شوریدگان ساکن؟
نگردد سنگ طفلان صندل دردسر عاشق ۸
حزین ، افسرده نتوان کرد آه آتشینت ر
نخیزد شمع سان جز شعله از بوم و بر عاشق ۹
بود دریا نمک پرورده ی چشم تر عاشق ۱
به گوش جان صلای شهپر جبریل می آید
دمی کز شوق جانان می تپد دل در بر عاشق ۲
تغافل تا به کی؟ دیر آشنا، بیرحم، بی پروا
چه می آرد ببین، آن تیغ ابرو بر سر عاشق ۳
چه استغناست یارب نشئهٔ مهر و محبت را؟
چو ماه نو ز خود سرشار گردد ساغر عاشق ۴
پریشان طره،گر دامن زنی سرگرمی دل را
رود بر باد پیش از سوختن خاکستر عاشق ۵
دل افسرده ام را چشمهٔ خضر حقیقت کن
به حرفی، ای مسیحای لبت جان پرور عاشق ۶
که تا آن طرف دامن می برد مشت غبارش را؟
نگردد گر تپیدنهای دل بال و پر عاشق ۷
ملامت کی کند سرگرمی شوریدگان ساکن؟
نگردد سنگ طفلان صندل دردسر عاشق ۸
حزین ، افسرده نتوان کرد آه آتشینت ر
نخیزد شمع سان جز شعله از بوم و بر عاشق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۸ - ای نمک حسن تو، شور نمکدان عشق
گوهر بعدی:شماره ۶۰۰ - زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.