هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تحولات درونی و روحی خود سخن میگوید، از انتظار و امید، رنج و درد، تا رسیدن به تعالی و رفعت. او از تجربیات خود در زندگی میگوید که چگونه از تهیدستی و رنج به سوی امید و روشنایی حرکت کرده است. همچنین، از رحمت و بخشش الهی سخن میگوید و اینکه چگونه در مسیر زندگی، از هر رنگ و تجربهای گذر کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۶۲۴ - به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
اشارت سوی من کردی هلال عید گردیدم ۱
قدم گر رنجه می گردد، غباری مرحمت فرما
به راه انتظارت دیدهٔ امّید گردیدم ۲
گلاب از خوی به می آمیختی خونم به جوش آمد
به خاکم درد جامی ریختی، جمشید گردیدم ۳
بهار رنگ بستم دست پرورد خزان آمد
به هر رنگی که باید در جهان گردید، گردیدم ۴
گلی از مزرع هستی نچیدم جز تهیدستی
سحاب رحمتت را آزمودم، بید گردیدم ۵
بَرِ من رتبهٔ دیگر بود در عیب پوشی ها
بسی آیینه سان در عالم تجرید گردیدم ۶
حزین ، افتادگی ها پایهٔ معراج رفعت شد
شدم تا خاک ره هر ذره را، خورشید گردیدم ۷
اشارت سوی من کردی هلال عید گردیدم ۱
قدم گر رنجه می گردد، غباری مرحمت فرما
به راه انتظارت دیدهٔ امّید گردیدم ۲
گلاب از خوی به می آمیختی خونم به جوش آمد
به خاکم درد جامی ریختی، جمشید گردیدم ۳
بهار رنگ بستم دست پرورد خزان آمد
به هر رنگی که باید در جهان گردید، گردیدم ۴
گلی از مزرع هستی نچیدم جز تهیدستی
سحاب رحمتت را آزمودم، بید گردیدم ۵
بَرِ من رتبهٔ دیگر بود در عیب پوشی ها
بسی آیینه سان در عالم تجرید گردیدم ۶
حزین ، افتادگی ها پایهٔ معراج رفعت شد
شدم تا خاک ره هر ذره را، خورشید گردیدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۳ - عشاق تو را قافله سالار نگردیم
گوهر بعدی:شماره ۶۲۵ - دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.