خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از ناتوانی در ابراز احساسات، شرم از گناه عشق، ترس از قضاوت دیگران، و مقایسه خود با رقیبان مینالد. همچنین به مستی و پریشانی به عنوان راهی برای فرار از دردها اشاره میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین اشارههایی به مستی و پریشانی دارد که برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامناسب باشد.
شماره ۶۲۸ - به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
نگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم ۱
ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز و نه عذری
گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم ۲
گریبان پاره می آیم به کویت هر سحر، ترسم
که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم ۳
اگر ز آلایشم آزرده ای، اوّل قدح در ده
به مستی می توانم پاک شد، هشیار نتوانم ۴
رقیبان از وفا در لاف و من خاموش کی شاید؟
درین دعوی تنزل کردن از اغیار نتوانم ۵
تو را تا دیده ام گلشن به چشمم خار می آید
توانم دیده از گل بست، زان رخسار نتوانم ۶
به راه او دل و دستم حزین از کار می ماند
درین مستی پریشان کردن دستار نتوانم ۷
نگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم ۱
ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز و نه عذری
گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم ۲
گریبان پاره می آیم به کویت هر سحر، ترسم
که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم ۳
اگر ز آلایشم آزرده ای، اوّل قدح در ده
به مستی می توانم پاک شد، هشیار نتوانم ۴
رقیبان از وفا در لاف و من خاموش کی شاید؟
درین دعوی تنزل کردن از اغیار نتوانم ۵
تو را تا دیده ام گلشن به چشمم خار می آید
توانم دیده از گل بست، زان رخسار نتوانم ۶
به راه او دل و دستم حزین از کار می ماند
درین مستی پریشان کردن دستار نتوانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۷ - برخیز سوی عالم بالا برون رویم
گوهر بعدی:شماره ۶۲۹ - به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.