هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و محبت نافرجام خود میگوید و درد دوری و بیتفاوتی معشوق را بیان میکند. او با وجود آگاهی از رنجهای عشق، همچنان به آن پایبند است و از بیدادگری معشوق شکوه میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۶۲۹ - به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
که اندک التفاتی از تو بسیار است می دانم ۱
بحل کردم اگر خون من از بیگانگی ریزی
که پاس آشنایی بر تو دشوار است می دانم ۲
نمی دانم زیان و سود سودای محبّت را
دل من ساده و آن غمزه پرکار است می دانم ۳
سر پرسیدن کس نیست پنداری خیالش را
دلم در سینه عمری شدکه بیمار است می دانم ۴
علاج پیچ و تابی کز غم افزاید رگ جان را
چو کاکل گرد سرگردیدن یار است می دانم ۵
دلی در سینه پروردم به صد خون جگر عمری
نمی دانم چه شد آن طره، طرار است می دانم ۶
نمی نالم حزین از دست آن بیدادگر جایی
که از پهلوی دل، عاشق در آزار است می دانم ۷
که اندک التفاتی از تو بسیار است می دانم ۱
بحل کردم اگر خون من از بیگانگی ریزی
که پاس آشنایی بر تو دشوار است می دانم ۲
نمی دانم زیان و سود سودای محبّت را
دل من ساده و آن غمزه پرکار است می دانم ۳
سر پرسیدن کس نیست پنداری خیالش را
دلم در سینه عمری شدکه بیمار است می دانم ۴
علاج پیچ و تابی کز غم افزاید رگ جان را
چو کاکل گرد سرگردیدن یار است می دانم ۵
دلی در سینه پروردم به صد خون جگر عمری
نمی دانم چه شد آن طره، طرار است می دانم ۶
نمی نالم حزین از دست آن بیدادگر جایی
که از پهلوی دل، عاشق در آزار است می دانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۸ - به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
گوهر بعدی:شماره ۶۳۰ - سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.