خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر ناکامی و تلاش بیثمر شاعر در رسیدن به آرزوها و اهدافش است. او از عشق، جنون، جستجو و نرسیدن به مقصد سخن میگوید و احساس شکست و حسرت را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، تمهای ناامیدی و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۶۳ - رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
ما جلوه پرستان به تماشا نرسیدیم ۱
چون موج سرابیم درین وادی خونخوار
هر چند تپیدیم به دریا نرسیدیم ۲
از عقل بریدن به تمنّای جنون بود
از شهر گذشتیم و به صحرا نرسیدیم ۳
اعجاز لبت بود علاج دل بیمار
ما درد نصیبان به مسیحا نرسیدیم ۴
انگور نشد غورهٔ ما خام سرشتان
از تاک بریدیم و به مینا نرسیدیم ۵
افسوس که ما در طلب گمشدهٔ خویش
بسیار دویدیم و به خود وا نرسیدیم ۶
گشتیم بسی دامن صحرای جنون را
یک ره به دل بادیه پیما نرسیدیم ۷
بستیم حزین از حرم و بتکده محمل
اما به در کعبهٔ دلها نرسیدیم ۸
ما جلوه پرستان به تماشا نرسیدیم ۱
چون موج سرابیم درین وادی خونخوار
هر چند تپیدیم به دریا نرسیدیم ۲
از عقل بریدن به تمنّای جنون بود
از شهر گذشتیم و به صحرا نرسیدیم ۳
اعجاز لبت بود علاج دل بیمار
ما درد نصیبان به مسیحا نرسیدیم ۴
انگور نشد غورهٔ ما خام سرشتان
از تاک بریدیم و به مینا نرسیدیم ۵
افسوس که ما در طلب گمشدهٔ خویش
بسیار دویدیم و به خود وا نرسیدیم ۶
گشتیم بسی دامن صحرای جنون را
یک ره به دل بادیه پیما نرسیدیم ۷
بستیم حزین از حرم و بتکده محمل
اما به در کعبهٔ دلها نرسیدیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۲ - طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
گوهر بعدی:شماره ۶۶۴ - چو صنعان مشق سودا می رسانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.