هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق ناکام خود میگوید. او از الفت با پروانهها و آتش درونش سخن میگوید، به امید یافتن نشانی از یار. نالههای دلش بیپاسخ مانده و خود را در بازار زندگی عرضه کرده است. با این حال، یار دلنوازش تنها در خاطرش حضور دارد. شاعر از بستهشدن راههای شادی و طرب میگوید و امیدوار است با سبحه و زنار، عقدههای دلش گشوده شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'کفر' و 'زنّار' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۶۶۲ - طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
خونابه خورده ام، لب اظهار بسته ام ۱
از بس مرا به مشرب پروانه الفت است
آتش به جای لاله به دستار بسته ام ۲
شاید شبی شمیم گلی ره غلط کند
چشم طمع به رخنهٔ دیوار بسته ام ۳
بی ناله از دلم نفسی سر نمی زند
پیوند درد، با دل افگار بسته ام ۴
خود را به رایگان، همه جا عرضه می کنم
بر خویش راه گرمی بازار بسته ام ۵
آن یار دلنواز در آغوش خاطر است
راه نظر به دیدهٔ بیدار بسته ام ۶
بی می، لبم به خنده چو گل وا نمی شود
عقد طرب به ساغر سرشار بسته ام ۷
شاید ز کفر عقدهٔ دل وا شود حزین
از دست سبحه داده و زنّار بسته ام ۸
خونابه خورده ام، لب اظهار بسته ام ۱
از بس مرا به مشرب پروانه الفت است
آتش به جای لاله به دستار بسته ام ۲
شاید شبی شمیم گلی ره غلط کند
چشم طمع به رخنهٔ دیوار بسته ام ۳
بی ناله از دلم نفسی سر نمی زند
پیوند درد، با دل افگار بسته ام ۴
خود را به رایگان، همه جا عرضه می کنم
بر خویش راه گرمی بازار بسته ام ۵
آن یار دلنواز در آغوش خاطر است
راه نظر به دیدهٔ بیدار بسته ام ۶
بی می، لبم به خنده چو گل وا نمی شود
عقد طرب به ساغر سرشار بسته ام ۷
شاید ز کفر عقدهٔ دل وا شود حزین
از دست سبحه داده و زنّار بسته ام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۱ - دل را به نهانخانهٔ دیدار فرستیم
گوهر بعدی:شماره ۶۶۳ - رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.