خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از عشق به عنوان نیرویی فراگیر و پرشور سخن میگوید که تمام وجود شاعر را تسخیر کرده است. او خود را پیرو بیقید و شرط عشق میداند، مانند پروانهای که در آتش عشق میسوزد. شاعر از تعلقات دنیوی و خودخواهیها دوری میجوید و عشق را تنها حقیقت زندگی خود میداند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته (مانند «برق فنا» یا «خلوت عشق») ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا انتزاعی باشد.
شماره ۶۸۱ - ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
واعظ سر خود گیر که ما امّت عشقیم ۱
عاری بود از عکس خودی آینهٔ ما
آتش به دل و جان زدهٔ غیرت عشقیم ۲
کس را نرسد درحق ما ردّ و قبولی
ما گر بد، اگر نیک، که از حضرت عشقیم ۳
بیرون نتوانیم شد از کوی محبت
پروانه صفت سوختهٔ خلوت عشقیم ۴
نبود خطر از برق فنا حاصل ما را
ما خود دل و دین باختهٔ همّت عشقیم ۵
آسایش دل هاست حزین ، زمزمهٔ ما
ما نغمه طراز چمن عشرت عشقیم ۶
واعظ سر خود گیر که ما امّت عشقیم ۱
عاری بود از عکس خودی آینهٔ ما
آتش به دل و جان زدهٔ غیرت عشقیم ۲
کس را نرسد درحق ما ردّ و قبولی
ما گر بد، اگر نیک، که از حضرت عشقیم ۳
بیرون نتوانیم شد از کوی محبت
پروانه صفت سوختهٔ خلوت عشقیم ۴
نبود خطر از برق فنا حاصل ما را
ما خود دل و دین باختهٔ همّت عشقیم ۵
آسایش دل هاست حزین ، زمزمهٔ ما
ما نغمه طراز چمن عشرت عشقیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۰ - من آن غارتگر جان می پرستم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۲ - از بس غبار حسرت دیدار داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.