خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس غربت، رنجهای روحی و تنهایی خود در میان جمع سخن میگوید. او با وجود ملایمت طبع، در قید سختگیری دیگران است و خود را مانند مغز در میان استخوان میداند. همچنین از بیوفایی دنیا و افسونهای ظاهری گله میکند و تأکید دارد که بار منتی بر دوش ندارد. در نهایت، از گفتوگوهای سطحی رنجیده و آرزو میکند ترجمان معانی عمیق باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روحی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۹۷ - دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
مرا کم قیمتی نگذاشت بر طبعی گران باشم ۱
به قید سخت رویانم، ملایم طینتی دارم
چو مغز از چرب و نرمی در شکنج استخوان باشم ۲
در آب و گل نشاند از باغ جان، قدسی نهالم را
فلک می خواست چون گل دست فرسودِ خزان باشم ۳
سر تسلیم و خاک عجز و آداب رضاجویی
اگر باید که دور از کوی آن آرام جان باشم ۴
درین غربت به افسونهای مهر آشنارویان
اگر بندم دلی، از بی وفایان جهان باشم ۵
نیندازم به فرش سنبل و گل، طرح آسایش
درین بستان سرا، هم مشرب آب روان باشم ۶
نمی باشم زیان خواه کسی چون شمع در محفل
اگر باشم، زیان خویش و سود دیگران باشم ۷
ز همراهان ندارم بار منّت یک سر سوزن
درین وادی چه افتاده ست،از خواری کشان باشم؟ ۸
دلم رنجد حزین ازگفتگوی صورت آرایان
اگر سنجد لب معنی، حدیثی ترجمان باشم ۹
مرا کم قیمتی نگذاشت بر طبعی گران باشم ۱
به قید سخت رویانم، ملایم طینتی دارم
چو مغز از چرب و نرمی در شکنج استخوان باشم ۲
در آب و گل نشاند از باغ جان، قدسی نهالم را
فلک می خواست چون گل دست فرسودِ خزان باشم ۳
سر تسلیم و خاک عجز و آداب رضاجویی
اگر باید که دور از کوی آن آرام جان باشم ۴
درین غربت به افسونهای مهر آشنارویان
اگر بندم دلی، از بی وفایان جهان باشم ۵
نیندازم به فرش سنبل و گل، طرح آسایش
درین بستان سرا، هم مشرب آب روان باشم ۶
نمی باشم زیان خواه کسی چون شمع در محفل
اگر باشم، زیان خویش و سود دیگران باشم ۷
ز همراهان ندارم بار منّت یک سر سوزن
درین وادی چه افتاده ست،از خواری کشان باشم؟ ۸
دلم رنجد حزین ازگفتگوی صورت آرایان
اگر سنجد لب معنی، حدیثی ترجمان باشم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۶ - اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۸ - عشق عالی مقام را نازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.