خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج درونی شاعر حکایت دارد. او از اشکهایش که مانند خون از دل سوخته و چشمان گریانش جاری میشوند، سخن میگوید. شاعر از حسرتهای فراوان، صبری که از دست رفته و رنجهای عاطفی میگوید. همچنین، او به موضوعاتی مانند فداکاری، عشق و رنجهای عاشقانه اشاره میکند. در نهایت، شاعر از آرزویش برای آبیاری گلهای زندگی با اشکهایش صحبت میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و حسرت نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.
شماره ۶۹۶ - اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
خون دلم، ز دیدهٔ گریان فروچکم ۱
تا گوهرم طراز کلاه و کمر شود
از ابر تیغ بر سر میدان فروچکم ۲
آن اشک حسرتم که ز صبرم گذشته کار
از دل برآیم و به گریبان فروچکم ۳
سیر نزولیم، به هوس می زند صلا
از ابر دل به دامن مژگان فروچکم ۴
نتوان گذاشت تشنه لبان را در انتظار
از بحر خیزم و به بیابان فروچکم ۵
رنگین کرشمه ام ز نگاه ستمگران
مرهم بهای زخم شهیدان فروچکم ۶
تا آبیاری گل و ریحان کنم حزین
چون نغمهٔ تر، از لب مرغان فروچکم ۷
خون دلم، ز دیدهٔ گریان فروچکم ۱
تا گوهرم طراز کلاه و کمر شود
از ابر تیغ بر سر میدان فروچکم ۲
آن اشک حسرتم که ز صبرم گذشته کار
از دل برآیم و به گریبان فروچکم ۳
سیر نزولیم، به هوس می زند صلا
از ابر دل به دامن مژگان فروچکم ۴
نتوان گذاشت تشنه لبان را در انتظار
از بحر خیزم و به بیابان فروچکم ۵
رنگین کرشمه ام ز نگاه ستمگران
مرهم بهای زخم شهیدان فروچکم ۶
تا آبیاری گل و ریحان کنم حزین
چون نغمهٔ تر، از لب مرغان فروچکم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - آن نرگس میگسار دیدم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.