هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و اضطراب‌های درونی خود سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که مانند سایه به دنبال غزالی می‌گردد و از ترس اعمال خود هراسان است. شاعر خود را شوریده‌حال و بی‌قرار توصیف می‌کند، در حالی که مخاطبش بی‌پرواست. او از ناامیدی و بی‌صبری خود می‌گوید و احساس می‌کند که بازیچه‌ای در دست دیگران است. شاعر همچنین از تشنگی معنوی و دوری از آرامش سخن می‌گوید و در پایان، آرزو می‌کند که مانند حاجی‌ان به کعبه برسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'طفل بی‌جگر' و 'بازیچهٔ اطفال' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۷۰۵ - ز خوی سرکش او هر قدم پا مال می گردم

ز خوی سرکش او هر قدم پا مال می گردم
غزالی را که من چون سایه در دنبال می گردم ۱

چو طفل بی جگر کو می رمد شبها ز تاربکی
هراسان از سواد نامهٔ اعمال می گردم ۲

تو بی پروا و من شوریده احوالم، چه میپرسی؟
سخن ها گرد دل می گردد اما لال می گردم ۳

چنین بر شیشهٔ صبرم زنی گر سنگ بی تابی
به اندک فرصتی بازیچهٔ اطفال می گردم ۴

دل آزرده دارد یک بیابان خار، هر لختش
تو پنداری که درگلزار، فارغبال می گردم ۵

طمع از چشم تنگان، دانه ام آب حیا دارد
من لب تشنه، گرد چشمه ی غربال می گردم ۶

حزین ، اکنون به حاجی باد طوف کعبه ارزانی
که من بر گرد این دیوان فرخ فال می گردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰۴ - چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۶ - من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.