خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او رازهای خود را در گلبرگ لب معشوق پنهان کرده و تمام وجودش وابسته به معشوق است. شاعر از جدایی و حرمان مینالد و اعلام میکند که حتی در دوزخ یا بهشت، دل و جانش نگران معشوق است. شعر با تصاویری از میکده و بادهنوشی ادامه مییابد و در نهایت شاعر خود را بادهی جوشان و پیر مغان میداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند میکده و بادهنوشی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۲۸ - شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
من غیر نی ای نیستم، از توست فغانم ۱
جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیست
در پردهٔ پنهانم و در عین عیانم ۲
گاهی به حرم می کشیم گه به خرابات
ای تار سر زلف تو، درگردن جانم ۳
جز روی تو منظور ندارم، همه بینم
چون غیر تو موجود ندانم، همه دانم ۴
گر دوزخ حرمان بودم جای وگر خلد
در راه تو باشد دل و جان نگرانم ۵
کارم همه شب آه و فغان بر سر کوی است
شاید که شبی گوش کنی آه و فغانم ۶
درمیکده عشق حزین نقش دویی نیست
خود بادهٔ سر جوشم و خود پیر مغانم ۷
من غیر نی ای نیستم، از توست فغانم ۱
جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیست
در پردهٔ پنهانم و در عین عیانم ۲
گاهی به حرم می کشیم گه به خرابات
ای تار سر زلف تو، درگردن جانم ۳
جز روی تو منظور ندارم، همه بینم
چون غیر تو موجود ندانم، همه دانم ۴
گر دوزخ حرمان بودم جای وگر خلد
در راه تو باشد دل و جان نگرانم ۵
کارم همه شب آه و فغان بر سر کوی است
شاید که شبی گوش کنی آه و فغانم ۶
درمیکده عشق حزین نقش دویی نیست
خود بادهٔ سر جوشم و خود پیر مغانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۷ - محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۹ - از وضع زخود رفتگی یار خرابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.