خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات عمیق و دردهای درونی خود سخن میگوید. او از اشکها، دل دیوانه، و غمهایش میگوید که او را از جهان جدا کردهاند. با این حال، او به زیباییهای طبیعت و احساساتش پناه میبرد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۷۲۷ - محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم ۱
غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند
دل دیوانه ای در دامن صحرای خود دارم ۲
بیار ای دیده، لعلی باده اشکی اگر داری
درین گلگشت مهتابی که از سیمای خود دارم ۳
مرا آوارهٔ درها نکرد از گوشهٔ عزلت
چه، منّتها که بر سر در جهان از پای خود دارم ۴
حزین از هر دو عالم فکر دل، بیگانه ام دارد
سر شوریده ای در دامن صحرای خود دارم ۵
رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم ۱
غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند
دل دیوانه ای در دامن صحرای خود دارم ۲
بیار ای دیده، لعلی باده اشکی اگر داری
درین گلگشت مهتابی که از سیمای خود دارم ۳
مرا آوارهٔ درها نکرد از گوشهٔ عزلت
چه، منّتها که بر سر در جهان از پای خود دارم ۴
حزین از هر دو عالم فکر دل، بیگانه ام دارد
سر شوریده ای در دامن صحرای خود دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۶ - چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۸ - شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.