هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و رازهای درونی خود سخن میگوید. او از طنز و شوخطبعی خود، دردهای پنهان، و ناتوانی در بیان کامل احساساتش میگوید. همچنین، به تناقضات زندگی و وجود شادی و غم در کنار هم اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و درک بیشتری دارند.
شماره ۷۳۷ - نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
به هم چون چشم عینک، دیدهٔ بازی که من دارم ۱
چنین گر چشم لیلی پرده بردارد ز داغ دل
به صحرا می فتدگنجینهٔ رازی که من دارم ۲
توانی پرده ای سنجید اگر راهی به دل داری
نمی آید به گوش از ضعف آوازی که من دارم ۳
شرر بر هستی پا در رکابم خنده ها دارد
رود دست و بغل، انجام و آغازی که من دارم ۴
حزین افسانه کرد آخر به هر محفل غم دل را
به خاموشی زبان شکوه پردازی که من دارم ۵
به هم چون چشم عینک، دیدهٔ بازی که من دارم ۱
چنین گر چشم لیلی پرده بردارد ز داغ دل
به صحرا می فتدگنجینهٔ رازی که من دارم ۲
توانی پرده ای سنجید اگر راهی به دل داری
نمی آید به گوش از ضعف آوازی که من دارم ۳
شرر بر هستی پا در رکابم خنده ها دارد
رود دست و بغل، انجام و آغازی که من دارم ۴
حزین افسانه کرد آخر به هر محفل غم دل را
به خاموشی زبان شکوه پردازی که من دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۶ - لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۸ - سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.