هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از حزین لاهیجی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، رنج‌های عاشقانه و آرزوی رهایی از دنیای مادی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند شمع، آینه، چمن، زلف و گریه برای بیان احساسات عمیق خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۷۴۳ - شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون

شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
آه جان سوختگان متصل آید بیرون ۱

در جهان چند به آیینه سکندر نازد؟
چه تماشاست که از پرده دل آید بیرون؟ ۲

چشم نظارگیان لایق دیدار تو نیست
به تماشای تو هر کس خجل آید بیرون ۳

در چمن گر قد شمشاد به ناز افرازی
قمری از منّت سرو چگل آید بیرون ۴

دل خون گشته شود گر به مثل رنگ حنا
مشکل از دست تو پیمان گسل آید بیرون ۵

زلف مشکین تو هر جا که شود غالیه سا
نکهت از نافهٔ چین منفعل آید بیرون ۶

این گهر نیست که نشمرده به خاک افشانم
اشک گلرنگ به صد خون دل آید بیرون ۷

سینه صیقل گری از پاس دمش باید کرد
صبح را تا نفسی معتدل آید بیرون ۸

تن خاکی به رهم طرفه طلسمی است حزین
خرم آن روز که پایم زگل آید بیرون ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴۲ - چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
گوهر بعدی:شماره ۷۴۴ - کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.