هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود میگوید، از ناتوانیهای جسمی و روحی شکایت دارد و از بیتوجهی دیگران به رازهایش گلایه میکند. او از عشق و وفا سخن میگوید و از دشواریهای زندگی خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۷۳ - پیری به راه حرص نتابد عنان من
پیری به راه حرص نتابد عنان من
تن در نمی دهد به کشاکش کمان من ۱
افسرده دل تر از دیم امّا توان نمود
سیر بهاری از مژهٔ خون فشان من ۲
صرصر چه در خرابی من اضطراب داشت؟
بر شاخ گل نبود گران آشیان من ۳
در ناشنیدن سخن خلق نشئه هاست
گوش گران من شده رطل گران من ۴
آیینه عرض جوهر خود تا به کی دهد؟
چون تیغ از غلاف درآ، دلستان من ۵
باشد بریدن از سگ کوی تو مشکلم
مغز وفاست در قلم استخوان من ۶
غمّاز را چه آگهی از راز من حزین ؟
بر لب نمی رسد نفس ناتوان من ۷
تن در نمی دهد به کشاکش کمان من ۱
افسرده دل تر از دیم امّا توان نمود
سیر بهاری از مژهٔ خون فشان من ۲
صرصر چه در خرابی من اضطراب داشت؟
بر شاخ گل نبود گران آشیان من ۳
در ناشنیدن سخن خلق نشئه هاست
گوش گران من شده رطل گران من ۴
آیینه عرض جوهر خود تا به کی دهد؟
چون تیغ از غلاف درآ، دلستان من ۵
باشد بریدن از سگ کوی تو مشکلم
مغز وفاست در قلم استخوان من ۶
غمّاز را چه آگهی از راز من حزین ؟
بر لب نمی رسد نفس ناتوان من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۲ - ز درویشی بقا دارد دل روشن ضمیر من
گوهر بعدی:شماره ۷۷۴ - خارم که نیست گلشن صورت سرای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.