هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. شاعر از دلدرد و رنجهای عاشقانه مینالد و احساس تنهایی و حیرت خود را بیان میکند. او از تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود میگوید و چگونه این احساس همهچیز را تحتالشعاع قرار داده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات درد و فراق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۱۴ - دل داغ تو را به جان گرفته
دل داغ تو را به جان گرفته
جان درد تو جاودان گرفته ۱
حال دل ناتوان چه پرسی؟
حیرت زده را زبان گرفته ۲
بر من شده تنگ کوه و صحرا
سودای توام عنان گرفته ۳
بر شیشه دل صبا بود سنگ
دل بی توام از جهان گرفته ۴
فریاد که دور چرخ ما را
چون دایره در میان گرفته ۵
یک غنچه صبا نمی گشاید
گویا دل باغبان گرفته ۶
آتش از داغ لاله رویی
ای مجلسیان به جان گرفته ۷
بر تن چه زنی گلاب و کافور
این شعله در استخوان گرفته ۸
بی بال و پرت حزین مسکین
در کنج غم آشیان گرفته ۹
جان درد تو جاودان گرفته ۱
حال دل ناتوان چه پرسی؟
حیرت زده را زبان گرفته ۲
بر من شده تنگ کوه و صحرا
سودای توام عنان گرفته ۳
بر شیشه دل صبا بود سنگ
دل بی توام از جهان گرفته ۴
فریاد که دور چرخ ما را
چون دایره در میان گرفته ۵
یک غنچه صبا نمی گشاید
گویا دل باغبان گرفته ۶
آتش از داغ لاله رویی
ای مجلسیان به جان گرفته ۷
بر تن چه زنی گلاب و کافور
این شعله در استخوان گرفته ۸
بی بال و پرت حزین مسکین
در کنج غم آشیان گرفته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۳ - گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
گوهر بعدی:شماره ۸۱۵ - در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.