هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مفاهیمی مانند عشق، مستی، غم، و انتظار سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق، زلف پریشان، و شوق دیدار او میسراید و از درد هجر و اندوه عشق شکوه میکند. تصاویری مانند باده، غمکده، و چراغ داغ، فضایی حزنآلود و پراحساس خلق میکنند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و غم ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب تلقی شود.
شماره ۸۱۵ - در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
مستی ست که در میکده خاموش فتاده ۱
مشکیست که دارد جگر نافه پر از خون
خالی که بر آن عارض گلپوش فتاده ۲
غارتگر جمعیت دلهاست ببینید
زلفی که پریشان به بر و دوش فتاده ۳
مایوس مکن چشم به راهان چمن را
از شوق تو گل یک چمن آغوش فتاده ۴
کو صاحب هوشی که کند فهم، سروشم
کار سخنم با لب خاموش فتاده ۵
هر جرعه این غمکده را باده به رنگی ست
ته شیشه عشق است که سر جوش فتاده ۶
با دولت بیدار، هماغوش کند خواب
چشمی که بر آن صبح بناگوش فتاده ۷
کو عشق که از داغ چراغی بفروزم؟
بختم چو شب هجر سیه پوش فتاده ۸
فکر تو خموشی ست حزین از سخن عشق
این کهنه شرابی ست که از جوش فتاده ۹
مستی ست که در میکده خاموش فتاده ۱
مشکیست که دارد جگر نافه پر از خون
خالی که بر آن عارض گلپوش فتاده ۲
غارتگر جمعیت دلهاست ببینید
زلفی که پریشان به بر و دوش فتاده ۳
مایوس مکن چشم به راهان چمن را
از شوق تو گل یک چمن آغوش فتاده ۴
کو صاحب هوشی که کند فهم، سروشم
کار سخنم با لب خاموش فتاده ۵
هر جرعه این غمکده را باده به رنگی ست
ته شیشه عشق است که سر جوش فتاده ۶
با دولت بیدار، هماغوش کند خواب
چشمی که بر آن صبح بناگوش فتاده ۷
کو عشق که از داغ چراغی بفروزم؟
بختم چو شب هجر سیه پوش فتاده ۸
فکر تو خموشی ست حزین از سخن عشق
این کهنه شرابی ست که از جوش فتاده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۴ - دل داغ تو را به جان گرفته
گوهر بعدی:شماره ۸۱۶ - رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.