هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره غربت، بیکسی و رنجهای عشق است. شاعر از نالههای رسا، آوازهای آشنا و پیامهای بهار سخن میگوید، اما در عین حال از غارتگر شکیبایی و رنجهای غربت شکایت دارد. او از یوسف جان و گرگان زمانه میگوید و از بیدردی و نامردی روزگار گلایه میکند. در نهایت، شاعر به صبر و امیدواری اشاره میکند و از عشق و وصال سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غربت، رنج و نامردی روزگار ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۴۹ - نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
بیگانه ام ز خود کرد، آواز آشنایی ۱
در باغ می سراید، هر مرغ با نوایی
دارد دم بهاران، پیغام آشنایی ۲
گویند کیست در شهر، غارتگر شکیبت
سروی ست سرفرازی، شوخی ست خوش ادایی ۳
گرگان یوسف جان، ابنای روزگارند
مردیم از غریبی، ای بی کسی کجایی؟ ۴
بازوی زال دنیا، چند افکند به خاکت؟
بی درد، پشت دستی، نامرد، پشت پایی ۵
دامن کشان گذر کرد، یار از سر مزارم
ای ناله های و هویی، ای گریه های هایی ۶
تا آب رفتهٔ جان بازآوری به جویم
قاصد بگو حدیثی، از لعل جانفزایی ۷
از خون دیده در عشق، ساقی پر است جامم
یا حبّذا نعیمی، فی جنهٔ الولایی ۸
گفتی حزین بیدل، با دوریم بسازد
الصّبرُ منک صعب یا منتهی منایی ۹
بیگانه ام ز خود کرد، آواز آشنایی ۱
در باغ می سراید، هر مرغ با نوایی
دارد دم بهاران، پیغام آشنایی ۲
گویند کیست در شهر، غارتگر شکیبت
سروی ست سرفرازی، شوخی ست خوش ادایی ۳
گرگان یوسف جان، ابنای روزگارند
مردیم از غریبی، ای بی کسی کجایی؟ ۴
بازوی زال دنیا، چند افکند به خاکت؟
بی درد، پشت دستی، نامرد، پشت پایی ۵
دامن کشان گذر کرد، یار از سر مزارم
ای ناله های و هویی، ای گریه های هایی ۶
تا آب رفتهٔ جان بازآوری به جویم
قاصد بگو حدیثی، از لعل جانفزایی ۷
از خون دیده در عشق، ساقی پر است جامم
یا حبّذا نعیمی، فی جنهٔ الولایی ۸
گفتی حزین بیدل، با دوریم بسازد
الصّبرُ منک صعب یا منتهی منایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۸ - منت نکشد همّتم از دست دعایی
گوهر بعدی:شماره ۸۵۰ - تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.