هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و غنایی است که از زبان شاعری به نام حزین خطاب به معشوق یا جان عزیزش سروده شده است. در این شعر، شاعر از وضعیت ناتوان و اسیر معشوق در دنیای مادی پرسش میکند و او را به عناوین مختلف مانند شمع محفل، ماهی تپان، و مهر خاوران خطاب میکند. شعر پر از استعارهها و تشبیههای زیبا است که حالات روحی و عاطفی شاعر و معشوق را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'هلاک شیوه شوخی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۸۶۱ - به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟
به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟
دپن کهن قفس ای سدره آشیان، چونی؟ ۱
تو شمع محفل انسی به تیره وحشتگاه
تو زبب ىسند قدسی، بر آستان چونی؟ ۲
عنان گسسته، تو را بحر جود میجوید
به ریگ بادیه، ای ماهی تپان چونی؟ ۳
زلال خضر، تو را، سینه چاک می طلبد
نفس گداخته، دنبال کاروان چونی؟ ۴
به جلوه بود، مدار تو شوخ چشم شرار
نشسته در دل سنگ، ای سبک عنان چونی؟ ۵
تو رشک یوسف مصری، فتاده در چه تن
تو بازکنگر عرشی، به خاکدان چونی؟ ۶
فروغ حسن تو را آفت زوال نبود
به عقده ذنب ای مهر خاوران چونی؟ ۷
هلاک شیوه شوخی شوم که گفت، حزین
جدا ز وصل من ای زار خسته جان چونی؟ ۸
دپن کهن قفس ای سدره آشیان، چونی؟ ۱
تو شمع محفل انسی به تیره وحشتگاه
تو زبب ىسند قدسی، بر آستان چونی؟ ۲
عنان گسسته، تو را بحر جود میجوید
به ریگ بادیه، ای ماهی تپان چونی؟ ۳
زلال خضر، تو را، سینه چاک می طلبد
نفس گداخته، دنبال کاروان چونی؟ ۴
به جلوه بود، مدار تو شوخ چشم شرار
نشسته در دل سنگ، ای سبک عنان چونی؟ ۵
تو رشک یوسف مصری، فتاده در چه تن
تو بازکنگر عرشی، به خاکدان چونی؟ ۶
فروغ حسن تو را آفت زوال نبود
به عقده ذنب ای مهر خاوران چونی؟ ۷
هلاک شیوه شوخی شوم که گفت، حزین
جدا ز وصل من ای زار خسته جان چونی؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۰ - ای خستهٔ بی قرار چونی؟
گوهر بعدی:شماره ۸۶۲ - حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.