هوش مصنوعی:
متن شعری است که از حال و هوای تنهایی، غم و انتظار برای یار سخن میگوید. شاعر از درد دل، اشک و آتش درون میگوید و از رفتن یاران و دوستداران شکوه میکند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند غم، تنهایی و انتظار است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، زبان و بیان شعر ممکن است برای سنین پایین پیچیده باشد.
شماره ۸۶۰ - ای خستهٔ بی قرار چونی؟
ای خستهٔ بی قرار چونی؟
بی مونس و غمگسار چونی؟ ۱
یاران چه شدند و دوستداران؟
بی یار، درین دیار چونی؟ ۲
درگریه نمک نمانده دیگر
ای سینهٔ داغدار، چونی؟ ۳
گردی نرسید از ره یار
ای دیدهٔ انتظار، چونی؟ ۴
ای مرغ قفس ترانه ات کو؟
بی برگ، درین بهار چونی؟ ۵
رفت آنکه طبیب خستگان بود
با درد دل فگار چونی؟ ۶
چون شمع، حزین در آتش دل
با دیدهٔ اشکبار، چونی؟ ۷
بی مونس و غمگسار چونی؟ ۱
یاران چه شدند و دوستداران؟
بی یار، درین دیار چونی؟ ۲
درگریه نمک نمانده دیگر
ای سینهٔ داغدار، چونی؟ ۳
گردی نرسید از ره یار
ای دیدهٔ انتظار، چونی؟ ۴
ای مرغ قفس ترانه ات کو؟
بی برگ، درین بهار چونی؟ ۵
رفت آنکه طبیب خستگان بود
با درد دل فگار چونی؟ ۶
چون شمع، حزین در آتش دل
با دیدهٔ اشکبار، چونی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۹ - ز دل غافلی یار جانی نباشی!
گوهر بعدی:شماره ۸۶۱ - به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.