هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر درد عشق، انتظار و حسرت است. شاعر از رنجهای عشق، وعدههای بیپایه و خشم معشوق شکایت میکند و از بیوفایی و هجران گله میکند. او با اشاره به میکده و شراب، از حسرت و ناامیدی خود میگوید و از معشوق میخواهد که به رنجهایش پایان دهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و میکده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۸۸۷ - دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟
دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟
صداع سجده به آن خاک آستان چه دهی؟ ۱
چو عمر من به سر راه انتظار گذشت
فریب وعده ام ای شوخ سرگران چه دهی؟ ۲
کدام میکده دیگر خمار من شکند؟
شراب حسرتم از لعل می چکان چه دهی؟ ۳
نگاه خشم تو، مخصوص جان خسته چراست؟
همین به میکده، رطل مرا گران چه دهی؟ ۴
به حرف هجر، زبان آشنا مساز حزین
کلید باغ، به غارتگر خزان چه دهی؟ ۵
صداع سجده به آن خاک آستان چه دهی؟ ۱
چو عمر من به سر راه انتظار گذشت
فریب وعده ام ای شوخ سرگران چه دهی؟ ۲
کدام میکده دیگر خمار من شکند؟
شراب حسرتم از لعل می چکان چه دهی؟ ۳
نگاه خشم تو، مخصوص جان خسته چراست؟
همین به میکده، رطل مرا گران چه دهی؟ ۴
به حرف هجر، زبان آشنا مساز حزین
کلید باغ، به غارتگر خزان چه دهی؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۶ - نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی
گوهر بعدی:شماره ۸۸۸ - در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.