هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، با مضامینی مانند عشق، رنج، وصال و فراق، و استفاده از نمادهایی مانند باده، شمع، و لاله، به بیان احساسات عمیق و تجربیات روحانی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۸۹۱ - بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی

بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی
حاجت نبود تربت ما را به چراغی ۱

گر خشک لبم، بادهکش ساغر عشقم
دل را به لب، از هرگل داغی ست ایاغی ۲

کیفیت صهباست به جام سخن من
ای باده گساران، برسانید دماغی ۳

راه سر آن چشمه که گم کرد سکندر
ما تا در میخانه رساندیم سراغی ۴

از تربت ما می گذرد یار، سبکبار
ای بارکشان غم دل، لابه و لاغی ۵

شمعی که نه در پرتو رخسار تو سوزد
در دیدهٔ پروانه نماید، پر زاغی ۶

وصل ار نبود، راه خیال تو نبسته ست
باز است به روی دل تنگم، در باغی ۷

داغ دل ما، از نفس گرم شکفته ست
ای لاله، تو افروختهای دامن راغی ۸

پرسی چه ز آتشکدهٔ عشق، حزین را؟
زاهد، تو به راحتکدهٔ کنجِ فراغی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۹۰ - ای ناله، خوشا بخت رسایی که تو داری
گوهر بعدی:شماره ۸۹۲ - چو فرهاد ار به تیغ بیستون مردانه آویزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.