هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از میگسارانی میگوید که بزم را ترک کردهاند و او تنها با خماری سنگین باقی مانده است. او مانند لالهای در انتظار قطرهای از کف دست ساقی است و درد دل و رنج خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و نمادین مرتبط با شراب و میگساری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، مضامین غم و اندوه نیاز به درک بالاتری از احساسات دارد.
شماره ۲۴۰ - رفتند ز بزم، میگساران ساقی
رفتند ز بزم، میگساران ساقی
من مانده ام از گران خماران ساقی ۱
چون لاله در انتظارِ ابرِ کف توست
داغ جگر سینه فگاران ساقی ۲
من مانده ام از گران خماران ساقی ۱
چون لاله در انتظارِ ابرِ کف توست
داغ جگر سینه فگاران ساقی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - آشفتهٔ دور روزگارم ساقی
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - بشکن قدح سپهر دون ای ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.