هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و بیوفایی یار مینالد و از نگاه سرد و بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او به وفاداری ذاتی خود اشاره میکند اما در نهایت تسلیم میشود و از امیدهای بربادرفته سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۳ - تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
یارای تپیدن نبود، بسمل ما را ۱
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر، گل ما را ۲
امّیدم از آن چشم سیه، بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را ۳
یارای تپیدن نبود، بسمل ما را ۱
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر، گل ما را ۲
امّیدم از آن چشم سیه، بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - این است که دل برده و خون کرده بسی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.