هوش مصنوعی:
شاعر از درد و رنجی میگوید که در سینه و دل دارد. دل او که پر از مهر و ناز بود، اکنون از جور و ستم خون شده است. نالههای بیپناهی او و خون ستمدیدگان بر گردن ظالمان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به رنج و ستم است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۵ - غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
خون شد دلی که آن همه پیکان ناز داشت ۱
او را از جور، نالهء عجزی که باز داشت
خون ستمکشان اسیرش به گردن است ۲
خون شد دلی که آن همه پیکان ناز داشت ۱
او را از جور، نالهء عجزی که باز داشت
خون ستمکشان اسیرش به گردن است ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - بیگانگی، به مشرب ما آشناتر است
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.