هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، رنج و جدایی سخن میگوید. شاعر از تپش قلب و نالههای خود میگوید که به جایی میرسند. او از چشم معشوق و میخانه یاد میکند و اشاره به هوشیاری و بیداری دارد. همچنین، از دولت جاوید و سایهای که بر سر اوست، صحبت میکند. در نهایت، شاعر به طبع وحشی و سخنانش اشاره میکند که هر مصرع آن نشاندهندهی فکر جدایی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'میکده' و 'تیغ' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۳۷ - تپش سینهٔ ما، بانگ درایی دارد
تپش سینهٔ ما، بانگ درایی دارد
جادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد ۱
فیضی از میکدهٔ چشم تو برده ست مگر
جام آیینه، می هوش ربایی دارد ۲
زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسید
سایه گویا به سرم، بال همایی دارد ۳
طبع وحشی سخنان، می رمد از هر طرفی
فهم هر مصرع ما، فکر جدایی دارد ۴
جادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد ۱
فیضی از میکدهٔ چشم تو برده ست مگر
جام آیینه، می هوش ربایی دارد ۲
زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسید
سایه گویا به سرم، بال همایی دارد ۳
طبع وحشی سخنان، می رمد از هر طرفی
فهم هر مصرع ما، فکر جدایی دارد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - دگر خونابه دل، دیده را آلودنی دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - عمر گذران، فکر مه و سال ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.