هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رفتن نورها و ستارههای زندگی خود سخن میگوید و احساس تنهایی و اندوه را بیان میکند. او از رسیدن خزان و افسردگی گلها و رفتن بلبلان میگوید و به تلخی روزگار اشاره میکند. در نهایت، از دلشکستگی و رفتن میکشان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین مانند دلشکستگی و اندوه، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۹۵ - یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
ستاره های شب افروزم از میان رفتند ۱
به زمهریر جهان، هم صفیر زاغانم
خزان رسید و گل افسرد و بلبلان رفتند ۲
ز خون دل شکنم بعد از این خمار، مگر
به سنگ، لاله قدح زد که می کشان رفتند ۳
ستاره های شب افروزم از میان رفتند ۱
به زمهریر جهان، هم صفیر زاغانم
خزان رسید و گل افسرد و بلبلان رفتند ۲
ز خون دل شکنم بعد از این خمار، مگر
به سنگ، لاله قدح زد که می کشان رفتند ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - این باخته نقشان که درین خانهٔ تنگند
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - گر چه در بزم جهان، گردن میناست بلند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.