هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از بهار و عشق سخن میگوید و از تأثیر عمیق معشوق بر خود مینالد. او گلها را بیتو همچون تیرهای پیکان میبیند و از این که عشق به تو باعث ویرانی بتخانهی دلش شده، شکایت دارد. زلف معشوق را کفر میخواند که آشوب در ایمان او ایجاد کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای مذهبی مانند 'کفر' و 'آشوب مسلمانی' نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فرهنگ دارد.
شماره ۲۱۶ - در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود
در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود
بی تو گل در نظرم، لالهٔ پیکانی بود ۱
من بتخانه نشین را ز چه رو کرد خراب
کفر زلف تو، که آشوب مسلمانی بود؟ ۲
بی تو گل در نظرم، لالهٔ پیکانی بود ۱
من بتخانه نشین را ز چه رو کرد خراب
کفر زلف تو، که آشوب مسلمانی بود؟ ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۲۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - مرنج از طعنهٔ خصم و مکن عرض کمال خود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - خجل چون بید مجنون گشتم از نشو و نمای خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.