هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و آشفته خود سخن میگوید، از نگاه سوزان معشوق که دلش را میسوزاند و از تأثیرات شگفتانگیز نگاه او که دلها را مانند خانه زنبور پر از شور میکند. او از رازهای نهفته در دل و وسعت آن میگوید و اینکه اگر کسی از این رازها آگاه شود، دنیای امکان برایش به گور تبدیل میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۲۳ - نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
که داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد ۱
اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهی
به چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد ۲
چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟
ز مژگان تو دل ها خانهٔ زنبور می گردد ۳
که داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد ۱
اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهی
به چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد ۲
چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟
ز مژگان تو دل ها خانهٔ زنبور می گردد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - ز شیرین کاری من، بیستون آباد می گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - دل از قفس سینه، دم سرد برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.