هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساسات عمیق و شوریدهحالی است که در آن تن و روان از شدت هیجان و بیتابی در حال رقصیدن هستند. شاعر از دل بیصبر و شوریدهاش میگوید که در یک فضای وسیع و نامحدود (زمین و آسمان) به وجد آمده و میرقصد. همچنین، اشارهای به از دست دادن متاع خود در دکان زندگی دارد و تأکید میکند که سماع خانقاهی برای مستان وجدآور کافی نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۲۸ - تن سختی کشم چون در خروش آید، روان رقصد
تن سختی کشم چون در خروش آید، روان رقصد
دل شوریده ز آواز شکست استخوان رقصد ۱
به ذوقی می تپد در سینه دل کز صبر عاری شد
متاع خود به غارت دادهٔ ما در دکان رقصد ۲
سماع خانقاهی نیست حاجت وجد مستان را
دل شوریده ام در یک زمین با آسمان رقصد ۳
دل شوریده ز آواز شکست استخوان رقصد ۱
به ذوقی می تپد در سینه دل کز صبر عاری شد
متاع خود به غارت دادهٔ ما در دکان رقصد ۲
سماع خانقاهی نیست حاجت وجد مستان را
دل شوریده ام در یک زمین با آسمان رقصد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - دلم، شب بر خس و خاشاک کویش تا سحر غلتد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - ساغر ای عشق به اندازهٔ مخمور بیار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.