هوش مصنوعی:
شاعر از کاهش رونق مسجد و دلزدگی اصحاب آن ابراز ناراحتی میکند و ترجیح میدهد جام شراب را به جای قندیل مسجد آویزان کند. همچنین، او از عشق به فردی نازکاندام میگوید که دلش مانند بید در بر او میلرزد و تصور میکند که پرستاران از گل برایش بستر فراهم میکنند.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عرفانی و انتقادی است و همچنین به میگساری اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این اشعار نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۶ - نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
همان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش ۱
بر آن نازک بدن، دل در برم چون بید می لرزد
پرستاران کنند از برگ گل، گر بستر خوابش ۲
همان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش ۱
بر آن نازک بدن، دل در برم چون بید می لرزد
پرستاران کنند از برگ گل، گر بستر خوابش ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - نمی کشد، دل ما را به دام و دانهٔ خویش
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - برده شوریدگیم از خود و صهبا در پیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.