هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری از دنیا و تعلقات مادی سخن میگوید و تنها عشق و ارادت به معشوق (یا معبود) را در دل دارد. او خود را مانند شمعی میداند که در محفل معشوق روشنایی میبخشد، اما درونش آتشی سوزان از فراق دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'تبی چو آتش سوزان در استخوان دارم' برای درک کامل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۲۶۷ - نه یاد مصر و نه پروای کاروان دارم
نه یاد مصر و نه پروای کاروان دارم
عبیر پیرهن، آن خاک آستان دارم ۱
چو شمع، تا شده ام روشناس محفل او
تبی چو آتش سوزان در استخوان دارم ۲
عبیر پیرهن، آن خاک آستان دارم ۱
چو شمع، تا شده ام روشناس محفل او
تبی چو آتش سوزان در استخوان دارم ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - دمد از چاکهای سینه شیون، تا نفس دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - ز شمع خامه، هر جا در میان افسانه اندازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.