هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد و بیتابی دل خود میگوید و اشاره به رسیدن پیامهایی از غیب دارد. او خود را مانند نیی میداند که از نفس سینهخراشش فریاد میزند و تنش تاری است که به مضراب رسیده. در نهایت، شاعر از طرب و شادی ناشی از گریهٔ مستانه سخن میگوید و آن را به عیدی تشبیه میکند که ویرانهای را به سیلاب رسانده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در متن، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، مضامین مرتبط با درد و گریهٔ مستانه ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۳۱۰ - دردت به دوای دل بی تاب رسیده
دردت به دوای دل بی تاب رسیده
از غیب، رسولیست، به اصحاب رسیده ۱
چون نی به خروش از نفس سینه خراشم
تاری ست تن من که به مضراب رسیده ۲
دارد دلم از گریهٔ مستانه، طرب ها
عید است که ویرانه به سیلاب رسیده ۳
از غیب، رسولیست، به اصحاب رسیده ۱
چون نی به خروش از نفس سینه خراشم
تاری ست تن من که به مضراب رسیده ۲
دارد دلم از گریهٔ مستانه، طرب ها
عید است که ویرانه به سیلاب رسیده ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - ای دل به زیر خاک تپیدن چه فایده؟
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - تا شانه خشک دستم، بی زلف یار مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.