هوش مصنوعی: شاعر از گذر عمر و از دست رفتن جوانی و شادی‌های گذشته ابراز تاسف می‌کند. او احساس می‌کند که مانند شمع در حال سوختن است و روزهای خوش گذشته جای خود را به شب‌های تاریک داده‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی درباره گذر زمان و پیری است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند 'شراب' و 'خمار' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شماره ۳۱۱ - تا شانه خشک دستم، بی زلف یار مانده

تا شانه خشک دستم، بی زلف یار مانده
کارم زدست رفته ، دستم ز کار مانده ۱

صبح جوانی ما، بگذشت و شام پیریست
ازکف شراب رفته، در سر خمار مانده ۲

چون شمع آتشین دل، خود را چرا نسوزم؟
ایام عیش رفته، شبهای تار مانده ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - دردت به دوای دل بی تاب رسیده
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - مکن ای بلبل آزرده دل، از خار گله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.