هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از غم و اندوه خود میگوید و بیان میکند که با وجود ناراحتی او، معشوق شاد و بیخبر از رنج اوست. معشوق در زیبایی و سرمستی غرق است و از درد و فریاد شاعر غافل است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۱۸ - غم دل با تو زان گوبم،که دانم شاد می گردی
غم دل با تو زان گوبم،که دانم شاد می گردی
چو گنج از خاطر ویران من، آباد می گردی ۱
ز جام حسن سرمستی، به کار خویش هشیاری
نه غافل از ستم، نه آگه از فریاد می گردی ۲
چو گنج از خاطر ویران من، آباد می گردی ۱
ز جام حسن سرمستی، به کار خویش هشیاری
نه غافل از ستم، نه آگه از فریاد می گردی ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - سخنها از وفا می گفتی و جور و جفا کردی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - دلم را، کرده یک پیمانه خون، لعل می آلودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.