هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از روزهایی یاد میکند که مستی و شوریدگی حال داشته است. او از احساسات عمیق خود مانند خون دل و خروش سینه سخن میگوید و از دست دادن دل شوریدهحال و داراییهای معنوی خود اظهار تأسف میکند. همچنین، او به خیال معشوق و داغهای عاطفی خود اشاره میکند و از گذشتهای پر از امید و تلاش یاد میکند که اکنون به خرمنی از خاطرات تبدیل شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، حزنانگیز و تأملبرانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۳۲۶ - ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی
ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی
خروش سینه را، افسانه می پنداشتم روزی ۱
دل ِ شوریده حالی بود، کز من ناگهان گم شد
به کف چیزی که از سامان هستی داشتم روزی ۲
کنون دارایی فوج معانی از که می آید؟
به میدان کاویانی خامه، می افراشتم روزی ۳
دلم لبریز داغ است، از خیال خال مشکینش
کنون خرمن شد، آن تخمی که من می کاشتم روزی ۴
خروش سینه را، افسانه می پنداشتم روزی ۱
دل ِ شوریده حالی بود، کز من ناگهان گم شد
به کف چیزی که از سامان هستی داشتم روزی ۲
کنون دارایی فوج معانی از که می آید؟
به میدان کاویانی خامه، می افراشتم روزی ۳
دلم لبریز داغ است، از خیال خال مشکینش
کنون خرمن شد، آن تخمی که من می کاشتم روزی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۵ - ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
گوهر بعدی:شماره ۳۲۷ - نوای پرده سوزم، از کجا پیدا کند گوشی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.