هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق، سرگردانی دل، بی‌اعتباری توبه زاهدان، و ارزش گنج نهفته در دلِ عاشق سخن می‌گوید. همچنین، از ترس از دست دادن معشوق و لذت‌های ناشی از عشق و هجران نیز یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند هجران و دل‌تنگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۲ - اگر دانستمی آیین آن زلف پریشان را

اگر دانستمی آیین آن زلف پریشان را
ز پا بگشودمی یکباره قید کفر و ایمان را ۱

ز سرگردانی دل پی بدان زلف سیه بردم
که چون بیننده گویی دید غلطان یافت چوگان را ۲

حدیث توبه زاهد با خمار آلودگان کم گو
که بس بستند و نتوانند محکم داشت پیمان را ۳

زنزدیکی نگار خویش را در بر نمی بینم
نبیند در درون دیده مردم چشم انسان را ۴

دل بلبل ز بال افشانی مرغ سحر خون شد
که میدانست توام صبح وصل و شام هجران را ۵

تو سیرابی، ترا امواج دریا وحشت افزاید
درون تشنه داند لذت طغیان طوفان را ۶

خریداران تهی دستند زآن ترسم که نیکویان
متاع حسن برچینند و بربندند دکّان را ۷

غبار از عشق دارد گنجی اندر دل نهان ساقی
خرابش ساز تا پیدا کند آن گنج پنهان را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۷۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱ - دلم دارد بدان زلف چلیپا
گوهر بعدی:شماره ۳ - ساقیا لبریز کن پیمانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.