هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر غفلت انسان از لذت‌های زندگی و عشق در پی گرفتاری‌های دنیوی است. شاعر از بی‌حاصلی در زمان مناسب و غفلت از لذت‌های هستی سخن می‌گوید و به عاشقان اشاره می‌کند که با وجود بلاها، همچنان دل‌های گسترده‌ای دارند. او همچنین به دوری از معشوق و حائل بودن میان جان و جانان اشاره می‌کند و در نهایت، به امید و مقاومت در برابر سختی‌ها می‌پردازد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه‌ی بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیل‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۶۸ - ساقیا می ده که تا ما عاقلیم

ساقیا می ده که تا ما عاقلیم
در فنون عشقبازی جاهلیم ۱

بسکه غافل خفته وقت کشت و کار
گاه محصول است و ما بیحاصلیم ۲

لذت هستی به مستی حاصل است
ما به کلی زین دو معنی غافلیم ۳

بر امید زخم دیگر زنده ایم
ورنه از زخم نخستین بسملیم ۴

سرو باغ خلد بودیم و کنون
بر لب جوی جهان پا در گلیم ۵

طلعت جانان ز جان محجوب نیست
ما میان جان و جانان حایلیم ۶

از بلا غافل نشیند تنگ دل
ما گروه عاشقان دریا دلیم ۷

موج طوفان بلا از سر گذشت
ما چنان فارغ که اندر ساحلیم ۸

بار بگشودند همراهان و ما
هم در اول گام و اول منزلیم ۹

مهر رخشانیم لیکن چون خلیل
رو به ما آرد غبارا آفلیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷ - تا به زلف تو تاب می بینم
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - ما از دل و دین در ره دلدار گذشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.