هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از درد عشق، هجران، و دلتنگی سخن میگوید. او از ساقی، می، و موسیقی به عنوان نمادهایی برای تسکین دردهایش یاد میکند و در نهایت به عاقبت عشق و رنجهای آن اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند می و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۷ - از تغافل ساقی سرمست بی پروای من
از تغافل ساقی سرمست بی پروای من
خون دل ریزد بجای باده در مینای من ۱
مفلسان را گر مِی و مطرب نباشد گو مباش
سینۀ من بربط من اشک من صهبای من ۲
صد هزاران سرو را پامال خاک ره کند
چون خِرامد در چمن سرو سهی بالای من ۳
ساقیا صاف ار نداری دُردِئی کز تاب دود
خون دل پالوده دارد چشم خون پالای من ۴
چون نگریم از غمش خود از تبسم بشکند
آن لب چون لعل نرخ لؤلؤ لالای من ۵
سالها دهقان قدرت بوستانبانی کند
تا تماشا را به باغ آرد سمن سیمای من ۶
لامکان پیماست رخش همّتم لیکن چه سود
لنگ شد در سنگلاخ غم جهانپیمای من ۷
عاقبت دانم که در میدان جانبازی عشق
در سراندازی سر اندازد مرا سودای من ۸
قلب دل در بوتۀ هجران سیه گردید و نیست
کیمیای وصل جانان را جویی پروای من ۹
خون دل ریزد بجای باده در مینای من ۱
مفلسان را گر مِی و مطرب نباشد گو مباش
سینۀ من بربط من اشک من صهبای من ۲
صد هزاران سرو را پامال خاک ره کند
چون خِرامد در چمن سرو سهی بالای من ۳
ساقیا صاف ار نداری دُردِئی کز تاب دود
خون دل پالوده دارد چشم خون پالای من ۴
چون نگریم از غمش خود از تبسم بشکند
آن لب چون لعل نرخ لؤلؤ لالای من ۵
سالها دهقان قدرت بوستانبانی کند
تا تماشا را به باغ آرد سمن سیمای من ۶
لامکان پیماست رخش همّتم لیکن چه سود
لنگ شد در سنگلاخ غم جهانپیمای من ۷
عاقبت دانم که در میدان جانبازی عشق
در سراندازی سر اندازد مرا سودای من ۸
قلب دل در بوتۀ هجران سیه گردید و نیست
کیمیای وصل جانان را جویی پروای من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶ - ای مزرع مهر تو دل من
گوهر بعدی:شماره ۷۸ - ای عهد شکسته و جفا کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.