هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیم عمیقی مانند گوهر وجود، بحر بیکران (نمادی از خداوند یا حقیقت مطلق)، و رابطهی جهان و انسان با این حقیقت میپردازد. شاعر از موج و دریا به عنوان استعارههایی برای ظهور و تجلی حقایق عالم استفاده میکند و بر این نکته تأکید دارد که همهچیز از ذات بینشان سرچشمه گرفته است. در پایان، شاعر مخاطب را به کنار گذاشتن تعلقات دنیوی و درک حقیقت وجود دعوت میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان نمادین، فهم متن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
شماره ۵۷ - گوهری از موج بحر بی کران آمد پدید
گوهری از موج بحر بی کران آمد پدید
هرچه هست و بود می باید از آن آمد پدید ۱
گوهری دیگر برون انداخت از موجی محیط
کز شعاعش معنی هردو جهان آمد پدید ۲
باز موجی از محیط انداخت بیرون گوهرت
کز صفای او جهان و جسم و جان آمد پدید ۳
چون که موج و گوهر دریا پیاپی شد روان
وز جهان از موج و دریا بحر کان آمد پدید ۴
سر بحر بی کران را موج در صحرا نهاد
گنج مخفی آشکارا شد نهان آمد پدید ۵
ای که می جستی نشان از بی نشان زحمت مکش
چون نشان بی نشان، از بی نشان آمد پدید ۶
ای که دایم از جهان ما و من کردی کنار
عاقبت با ما و با من در میان آمد پدید ۷
صد هزاران گوهر اسرار و درّ معرفت
در جهان از موج بحر بی کران آمد پدید ۸
از برای آنکه تا نشناسد او را غیر او
موج دریا در لباس انس و جان آمد پدید ۹
از زبان مغربی خود بکر می گوید سخن
مغربی را بحر ناگاه از زبان آمد پدید ۱۰
هرچه هست و بود می باید از آن آمد پدید ۱
گوهری دیگر برون انداخت از موجی محیط
کز شعاعش معنی هردو جهان آمد پدید ۲
باز موجی از محیط انداخت بیرون گوهرت
کز صفای او جهان و جسم و جان آمد پدید ۳
چون که موج و گوهر دریا پیاپی شد روان
وز جهان از موج و دریا بحر کان آمد پدید ۴
سر بحر بی کران را موج در صحرا نهاد
گنج مخفی آشکارا شد نهان آمد پدید ۵
ای که می جستی نشان از بی نشان زحمت مکش
چون نشان بی نشان، از بی نشان آمد پدید ۶
ای که دایم از جهان ما و من کردی کنار
عاقبت با ما و با من در میان آمد پدید ۷
صد هزاران گوهر اسرار و درّ معرفت
در جهان از موج بحر بی کران آمد پدید ۸
از برای آنکه تا نشناسد او را غیر او
موج دریا در لباس انس و جان آمد پدید ۹
از زبان مغربی خود بکر می گوید سخن
مغربی را بحر ناگاه از زبان آمد پدید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - صبح ظهور دم زد و عالم پدید شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - از جنبش بحر قدم برخاست موجی بی عدد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.