هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا، تجلی دوست (معشوق الهی) را در جهان توصیف میکند. با ظهور او، همه چیز دگرگون شده و جهان پر از شور و هیجان میشود. شعر به وحدت وجود، ظهور و پنهانی حق، و تبدیل نامها و نشانها به ذات الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
شماره ۷۷ - چون عکس رخ دوست در آینه عیان شد
چون عکس رخ دوست در آینه عیان شد
بر عکس رخ خویش نگارم نگران شد ۱
شیرین لب او تا که به گفتار درآمد
عالم همه پر ولوله و شور و فغان شد ۲
چون عزم تماشای جهان کرد ز خلوت
آمد به تماشای جهان جمله جهان شد ۳
هر نقش که او خاست بر آن نقش برآمد
پوشید همان نقش و بدان نقش عیان شد ۴
هم کثرت خود گشت درو واحد خود دید
هم عین همین آمد و هم عین همان شد ۵
جائی همه اسم آمد و جایی همگی رسم
جائی همه جسم آمد و جائی همه جان شد ۶
هم پرده برانداخت ز رخ کرد تجلّی
هم پرده خود گشت و پس پرده نهان شد ۷
ای مغربی آن یار که بی نام و نشان بود
از پرده برون آمد و با نام و نشان شد ۸
بر عکس رخ خویش نگارم نگران شد ۱
شیرین لب او تا که به گفتار درآمد
عالم همه پر ولوله و شور و فغان شد ۲
چون عزم تماشای جهان کرد ز خلوت
آمد به تماشای جهان جمله جهان شد ۳
هر نقش که او خاست بر آن نقش برآمد
پوشید همان نقش و بدان نقش عیان شد ۴
هم کثرت خود گشت درو واحد خود دید
هم عین همین آمد و هم عین همان شد ۵
جائی همه اسم آمد و جایی همگی رسم
جائی همه جسم آمد و جائی همه جان شد ۶
هم پرده برانداخت ز رخ کرد تجلّی
هم پرده خود گشت و پس پرده نهان شد ۷
ای مغربی آن یار که بی نام و نشان بود
از پرده برون آمد و با نام و نشان شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶ - رخت گرچه چو خورشید فلک مستور میباشد
گوهر بعدی:شماره ۷۸ - دلی که با رخ زلف تو همنشین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.