هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و ناامیدیهای عاشقانه میپردازد. شاعر از بیوفایی معشوق، درد عشق و ناتوانی در برابر جذابیتهای او سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند عقل، صبر و سلطنت عشق نیز در ابیات مختلف مورد اشاره قرار گرفتهاند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۴ - زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
می دهد دلها به باد و چین به پیشانیش نیست ۱
گشت زارم ای مسلمانان به فریادم رسید
چشم کافر دل که بوئی از مسلمانیش نیست ۲
عقل رفت ار صبر بر غارت رود نبود شگفت
امن معدوم است در ملکی که سلطانیش نیست ۳
کشتی ابرو خال کشتیبان و گیسو بادبان
دل مسافر حسن دریائی که پایانیش نیست ۴
عشق سلطان قوی دل ناتوانی پس ضعیف
سرگرانیهای او دردی که درمانیش نیست ۵
صد هزاران دل به تاری بسته جولان می دهد
بابلی چشمی که در سحر و فسون ثانیش نیست ۶
سست پیمان است و با اغیار نارد سر وفا
گرچه این هم نیز دور از سست پیمانیش نیست ۷
چونکه جانان می رود ای جان تو هم بربند رخت
بار دوش تن بود جانی که جانانیش نیست ۸
حسن آنسوتر گذشته است از سخندانی تو را
ورنه نیر اعتراضی در سخندانیش نیست ۹
می دهد دلها به باد و چین به پیشانیش نیست ۱
گشت زارم ای مسلمانان به فریادم رسید
چشم کافر دل که بوئی از مسلمانیش نیست ۲
عقل رفت ار صبر بر غارت رود نبود شگفت
امن معدوم است در ملکی که سلطانیش نیست ۳
کشتی ابرو خال کشتیبان و گیسو بادبان
دل مسافر حسن دریائی که پایانیش نیست ۴
عشق سلطان قوی دل ناتوانی پس ضعیف
سرگرانیهای او دردی که درمانیش نیست ۵
صد هزاران دل به تاری بسته جولان می دهد
بابلی چشمی که در سحر و فسون ثانیش نیست ۶
سست پیمان است و با اغیار نارد سر وفا
گرچه این هم نیز دور از سست پیمانیش نیست ۷
چونکه جانان می رود ای جان تو هم بربند رخت
بار دوش تن بود جانی که جانانیش نیست ۸
حسن آنسوتر گذشته است از سخندانی تو را
ورنه نیر اعتراضی در سخندانیش نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.