هوش مصنوعی: این شعر به واقعه‌ای دردناک اشاره دارد که در دشت بلا رخ داده و باعث از بین رفتن صبر و ثبات شاعر شده است. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر این حادثه شگفت‌زده است و به مصیبت‌هایی مانند کشته شدن قاسم و رنج‌های دیگر اشاره می‌کند. در پایان، شاعر به تسلی و امیدواری روی می‌آورد و از زیبایی و عظمت الهی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و مذهبی است و همچنین از صحنه‌های دردناک و مصیبت‌بار سخن می‌گوید که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

بخش ۴ - بازم از این واقعۀ دشت بلا یاد آمد

بازم از این واقعۀ دشت بلا یاد آمد
خرمن صبر و ثباتم همه بر باد آمد ۱

در شگفتم ز چه در هم نشد اجزای وجود
زان همه ضعف که بر علّت ایجاد آمد ۲

آه از آندم که شه دین بهزاران تشویش
بر سر قاسم ناکام بامداد آمد ۳

دیدکاغشته تنش چونگل سیراب بخون
آهش از آتش اندوه زبنیاد آمد ۴

که بزانو سر حسرت که مر این صید ضعیف
بچه جرمی هدف ناوک صیاد آمد ۵

که بدندان لب حیرت که گه جلوه گری
چشم زخمی که بر این حسن خدا داد آمد ۶

پس چو جان پیکرش از لطف در آغوش کشید
رو بسوی حرم آورد و بفریاد آمد ۷

کایعروس حسن از بخت شکایت منما
حجلۀ حسن بیارای که داماد آمد ۸

نیر از خاک در شاه مکش روی نیاز
کانکه شد حلقه بگوش درش آزاد آمد ۹
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۳ - آه از آنروز که در دشت بلا غوغا بود
گوهر بعدی:بخش ۵ - ای ز داغ تو روان خون دل از دیدۀ حور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.